احساس میکنم هیچی تو دنیا نیستم یعنی که انقدری فجایع و حوادث و کلا اتفاقات و روند زندگی اطرافم عمیق و پیچیده ست که فکر میکنم من حرفی برای گفتن ندارم. علی گفته بود سوای بعد جسمانی باید بعد تم تقویت بشه.با ریاضت! و بعدم یه روایت از بایزید تعریف کرد که نشنیده بودم تا بحال اما من احساس میکنم طاقت این حجم از غرق دنیا شدنو ندارم.احساس میکنم به کل تو باغ نیستم و آدمِ این دنیا نیستم. حس شناور بودن دارم فعلا.روی آب و نمیدونم این ریزه موج ها قراره تا کجا میکنم ,نیستم ,احساس میکنم ,دنیا نیستم منبع
درباره این سایت