پرم از خواستنِ نوشتن.دیروز اومدم اینجا و صفحه رو باز کردم.چند ساعت روشن بود اما نتونستم چیز زیادی بنویسم.الآن هم عذاب وجدان داشتم.خیال کردم چون دو صفحه بیشتر از امتحان فردام رو نخوندم استرس و عذاب وجدان نمیذاره که بیام اینجا و نمیذاشت اما نمیدونم چی غلبه کرد بهش.شاید این که لازم دونستم یه چیزهایی رو بگم.یه چیزهایی که الان هم دقیق نمیدونم چی هستن.

نمیدونم چطور بگم.دوستان از هفته ی پیش شروع کردن به خوندنِ غدد.الآن چند دور خوندن و تو این دو روز شاهد رفع اشکال و سوال پرسیدناشون از هم بودم.نمیگم بابتش خیلی بیخیالم چون استرس هم دارم اما نمیدونم چی میشه که گوشیمو میگیرم دستم و بعد اینکه برای چندمین بار در روز حالم از تمام فضاهای مجازی به هم میخوره دومرتبه شروع میکنم به سرچ کردن دارو ها.

این دفعه نوبت آلومینیوم فسفید بود.نظرم نسبت بهش مساعد نشد :( با اینکه به نظر بیشتر از بقیه در دسترس میاد اما خیلی دردناکه.نمیدونم اگه کشیدنِ دردش رو متحمل شم از بار گناه بودنش کم میکنه یا نه.

چندروزه که نمیدونم منتظر چی هستم.فعلا هدف کوتاه مدت خاصی تو ذهنم ندارم که بخاطرش مونده باشم.جز اینکه فکر بقیه کلافه م کرده. اینکه من نباشم چیکار میکنه این مادر.دلم میخواد اول از همه خودم رو از زندگی همه آروم آروم حذف کنم بعدم از زندگی خودم.شدنیه.اما زمان میبره.من دلم نمیخواد زیاد زمان بگذره.از زندگی بعضیا حذف شدم.لااقل فیزیکی.به خصوص اونایی که فاصله ی حغرافیایی ازم گرفتندلم میخواست تا قبل شروع شدن این دوتا کاراموزی آخر تموم شده باشه.دلم میخواد حداقل ترم بعد رو نبینم.

نگران بعضی آدم هام.معتقدم هرچقدر درد بکشن تهش عادت میکنن.اما این نمیتونه واسه همه صدق کنه.نگران بعضی دوستامم. اونایی که هیچی نمیدونن.اونایی که میدونن و من نخواستم کاری کنن.اونایی که کاری نمیکنن.اونایی که بهم گفتن اگه کاری کنم خودشونم پشت بندش میان .

فکر مامانم  از همه ش بدتره.دلم میخواست دانشجو شهر دور بودم.لااقل نبودنم رو فاصله گرفتنمو تجربه کرده باشه.حالا خوبه زیاد وابسته و صمیمی نیستم.اما الان میدونم ندازه جز من کسی رو. حداقلش اینه اگه حتی دوستمم نداشته باشه میدونم  شبا که نباشم سختشه خوابش ببره.

بعضی لحظات هستن بدون اینکه اتفاق خاصی افتاده باشه حالم به هم میخوره از زندگی.

دیروز از سالن که اومدم بیرون نفرت سنگینی درونم شکل گرفت. حتی تو فاصله رسیدن به ماشین اشکمم راه گرفت.چرا ؟ . نمیدونم. شاید چون بعد از تمرین داشتم برمیگشتم به زندگیم.چون وقتی درس و کلاس و باشگاه و دیدن دوستا تموم میشه آدم تهش مجبور میشه با خودش تنها بمونه و این نفرت انگیزه.

دلم واسه کسایی که دارم باهاشون آشنا یا صمیمی تر میشم میسوزه.تا جای ممکن مقاومت میکنم که آدم جدیدی وارد دنیام نشه.تا همینجاشم کافیه.دیگه نمیخوام فکر بقیشونم بکنم.ولی یه جاهایی از دستم در میره.میبینم با بعضیا صمیمی تر شدم.به بعضیاشون این هشدار رو میدم که بهم نزدیک نشن.واسه اونا عذاب وجدان کمتری دارم.اما نگرانم.میرم نقاشی میکشم تو دفتر دوستم.بعد میفتم به این فکر که چه اشتباهی کردم.چرا خاطره و یادگاری براش تولید کردم.میرم عکس میگیرم باهاشون.هدیه ای رد و بدل میشه.میریم بیرون خاطره میشه بعد میگم چه غلطی کردم تو جمعشون بودم.این چیزا بعدا اگر یاداوری بشه شاید آزارشون بده.

گاها علیرغم علاقه ی وافرم فکر میکنم که چرا بیشتر با میلاد آشنا شدم.کاش میذاشتم همون استادِ قبلِ کاراموزی روان بمونه برام.فکر میکنم نکنه بعدش احساس گناه کنه.اگه نباشم نکنه تقصیری رو بندازه گردن خودش.دوست داشتم کمکم کنه.اما میدونستم نباید ازش انتظاری داشته باشم

 سر دیدن و حرف زدن باهاش خیلی ضد و نقیضم.دیروز خودم زنگ زدم به محدثه و گفتم میاد بریم سر کلاسش؟ و خواستم بره آمار کلاسشو دربیاره و رفتیمبعد کلاسش پشیمون شدم.به محدثه گفتم دفعه بعدی اگه بهت گفتم بیا بریم به من بگو نمیام.اگه خواستی خودت بری، برو ولی به من بگو نمیام که منم پا نشم بیام.وقتی بعد از کلاس رفت باهاش صحبت کنه من دلم نمیخواست برم و طبق معمول هم اگه میرفتم نمیدونستم چی باید بگم.اما همین که از دانشگاه خارج شد کلی خودم رو سرزنش کردم که چرا نرفتم دو کلوم صحبت کنم باهاش.همیشه همینه.هم میخوام به هر بهانه ای ببینمش و حرف بزنم هم به هیچ عنوان نمیخوام .

نمیدونم چرا.اما احساس میکنم دیگه خیالش هم به حرفهام گوش نمیده.حتی دیگه حرفی ام ندارم که تو نبودش به خیالش بگم.یا دیگه اون شنونده ی خوبی نیست یا من تو تخیل و فکرمم مثل واقعیت لال شدم.

[ سرسختی: ویژگی کسانی که در برخورد با حوادث پرفشار مهم نیز دچار اختلال جسمی یا هیجانی نمی شوند.سه مولفه دارد.تعهد،کنترل و چالش.افرادی که تعهد بالایی دارند معتقدند صرف نظر از مقدار فشار روانی،ایفای نقش در حوادث اهمیت دارد.افرادی که کنترل بالایی دارند،معتقدند که حتی در صورت وجود موانع،توان تاثیرگذاری بر شرایط را دارند.افرادی که از چالش پذیری بالایی برخوردار هستند،فشار روانی را بخشی از زندگی می دانند که علیرغم وجود آنها میتوان رشد کرد،آموخت و در مسیر خردمندی بیشتر پیش رفت. ]

این رو تو اسلاید های دیروزش خوندم.اینجا نوشتمش که بگم من فاقد سرسختی ام.شاید قبلا اینطور نبوده،اما الآن هست.میشه گفت چالش پذیر هستم یه مقدارِ کم،حتی از اهمیت ایفای نقش هم باخبرم اما کنترل و تاثیر گذاری ای روی شرایطم ندارم.

کلاسش تو شناخت یه فایده ی دیگه هم داشت.دوتا راهبرد مقابله با استرس تعریف شد.هیجان مدار و مسئله مدار.که اینا برای حذف منبع استرس یا کاهش و یا حداقل مدار کردن و کنار اومدن باهاش کاربرد دارن.فقط متوجه شدم که کارهایی که توی این چندسال انجامشون میدادم از مقابله های هیجان مدار بوده صرفا و چیزی که بشه بهش گفت مسئله مدار نداشتم.

اون هایی رو که به نظر خودم دارم رو نارنجی میکنم.

 

 

جدول مقابله های مسئله مدار سالم و ناسالم

 

مقابله های مسئله مدار سالم

مقابله های مسئله مدار ناسالم

اولویت بندی کردن کار و برنامه‌ها

چک بی محل کشیدن

فکر کردن

انجام کارهای شتاب زده

برنامه ریزی کردن

فریب دیگران

تلاش

ی

حل مسئله

قول و وعده های بی اساس دادن

م

سرقت، استفاده از نزول

صبر

استفاده از راه حل‌های مقطعی و سطحی

بعضیاش رو مطمئن نیستم و هایلایت نمیکنم ولی میبینین که مسئله مدار انگار صفره :/

جدول مقابله های هیجان مدارسالم و ناسالم

 

مقابله های هیجان مدارسالم

مقابله های هیجان مدارناسالم

ورزش

خودکشی

گردش

ابراز احساسات منفی به دیگران

پیاده روی

تخریب اموال دیگران

نقاشی

حمله به دیگران

مشغول شدن به کار و فعالیت

خود خوری

دعا

فرار

نذر و نیاز

انزوا

درد دل

مصرف مواد مخدر

به طور موقت کنار کشیدن

مصرف داروهای روان گردان

[ اکثر مقابله های هیجان مدار در کوتاه مدت مفیدند، مگر در مورد استرسهایی که جز مدارا با آن‌ها کار دیگری نمی‌توان کرد. اگر فرد درباره همه استرس‌ها فقط به کاهش سطح هیجان‌ها و احساسات خود بپردازد، نمتواند مسئله اساسی را برطرف کند یا کاهش دهد ]

این دقیقا خودِ خودِ منم

 

.

 

مدار ,نمیدونم ,مسئله ,میکنم ,هیجان ,میشه ,مسئله مدار ,هیجان مدار ,عذاب وجدان ,نگران بعضی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

تکنوجو - مجله فناوری اطلاعات سقف کاذب اجناس فوق العاده قصر ریاضیات:mathematics castle ناردون دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد. تولیدی کفش مجله طراحی سایت 21 آهنگ وفا